صائن الدين على بن تركه

264

چهارده رساله فارسى ( فارسى )

آنچه خداى به گردن شما كرده است ، كه خلق مملكتى چنين فراخ را گوسفند كرده و شما را شبان گردانيده ، و فردا از گرسنگى و تشنگى و كركنى ايشان و بار كردن ايشان و انواع ظلم و زيادتى از شما سؤال خواهند كرد ما رسانيديم خدا توفيق دهد « 1 » ما را و شما را . از كار مهم خويش غافل نشويم « 2 » . و السلام . « 3 » تم فى 16 جمادى الاولى سنه 829 بهراة حميت عن الآفات .

--> ( 1 ) - ب : و ما را . ( 2 ) - در پايان نسخهء « ب » بخش زير پايان رسالهء اعتقادات مىباشد : اما آنچه حكايت مىكنند كه در امام ابو حنيفه طعن كرده است ، اين احتمال نتوانم كردن باللّه الطالب الغالب ، المدرك ، المهلك ، الذى لا إله الا هو ، كه اعتقاد من آن است كه امام ابو حنفيه خاص‌ترين امت مصطفى - صلى اللّه عليه و آله و سلم - است در حقايق معانى فقه و هركه جز اين از عقيدت من يا از لفظ من حكايت كند دروغ مىگويد مقصود آنست كه اين كلمه معلوم شود و حاجت آنست كه مرا از تدريس نيشابور و طوس و شهرها معاف دارد تا با زاويه سلامت خويش شوم كه اين روزگار سخن من احتمال نكند . جواب ملك اسلام آن بود كه : ما را چنان بايستى كه جملهء علماى عراق و خراسان حاضر بودندى تا سخن تو بشنيدندى اكنون التماس آنست كه اين فصل كه رفته است به خط خويش بنويس تا بر ما مىخوانند ، اما معاف كردن آن ، پس چاره نيست فخر الملك چاكر ما بود كه ترا به نيشابور برد ما ترا مدرسه‌ها كنيم و بفرمائيم تا جمله علماى اسلام هر سال يك‌بار پيش تو آيند و هرچه بر ايشان پوشيده است بياموزند از تو و اگر كسى را با تو خلاف است دندان‌كنان پيش تو آيد و بپرسد تا اشكال وى بردارى . و السلام و الحمد للّه اولا و آخرا و الصلاة و السلام على نبيه و حبيبه ظاهرا و باطنا . ( 3 ) - م 2 : تم الكتابة فى يوم الخميس 14 ذىالحجة سنه 903 بمسعوديّة يزد . دم : تم الكتابة به ابرقوه فى 28 جمادى الاولى سنه 851 .